سديد الدين محمد عوفى
446
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
بىخويشتنى كرد او را گشاده « 1 » نبايد گذاشت . امير اسماعيل « 2 » عهد را « 3 » اجابت « 4 » مىكرد و او را بند نمىكرد تا ، روزى امير به نماز جمعه « 5 » رفته بود و محمد هارون در خدمت امير بود . و امير و محمد هر دو دو اسب چست « 6 » داشتند ، چون ركابداران به نماز مشغول شدند اسبان درهم افتادند و اسب امير اسماعيل « 7 » اسب هارون « 8 » را فرو گرفت و بماليد . يكى از حاضران گفت كه بارى اسب امير انتقام خود از اسب محمد هارون درخواست « 9 » اگر چه امير « 10 » نتوانست كرد . امير اسماعيل بشنيد و « 11 » خشم او « 12 » تازه « 13 » شد « 14 » . روز ديگر مثال امير المؤمنين برون آورد و به محمد هارون نمود كه فرمان امير المؤمنين بدان جمله « 15 » است كه ترا در موضعى حبس كنم . محمد هارون گفت : امير را در گرفتن من و امثال من « 16 » چه حاجت است « 17 » ؟ پس بفرمود تا او را بند كردند و به قعلهء بخارا بردند و آن عزم نافذ و جد و جهد تمام كه در ضبط « 18 » مملكت نمود سردفتر مآثر ملوك « 19 » شد . حكايت ( 6 ) [ كشته شدن زنده پيل به دست يعقوب ليث و تنبيه سرهنگى كه تعجيل كرد و بنه خود را قبل از يعقوب به سيستان فرستاد . ] آوردهاند كه در آن وقت كه يعقوب تكناباد « 20 » فتح كرد و زنتپيل « 21 » را « 22 » بكشت سه ماه آنجا مقام كرد تا لشكر او خانههاى زنتپيل خراب كردند « 23 » . روزى نماز « 24 » ديگر « 25 » بفرمود كه شتران را بار كنيد و دهليز به سوى سيستان بريد « 26 » كه فردا بخواهيم رفت . شتران را بار كردند « 27 » و
--> ( 1 ) متن و مپ 2 : زنده ( 2 ) مج + حسن ( 3 ) متن + به ( 4 ) مج : رعايت ( 5 ) مج : آدينه ( 6 ) مپ 2 : نيك ، مج : كش ( 7 ) مج - اسماعيل ( 8 ) مج - هارون ( 9 ) مج : كشيد ( 10 ) مج + تمام ( 11 ) مج : اسماعيل را ( 12 ) متن و مج - او ( 13 ) مج - تازه ( 14 ) مج : آمد ( 15 ) مپ 2 - جمله ( 16 ) مج + به مثال خليفه ( 17 ) مج : چه حاجت ( 18 ) مج + امور ( 19 ) مج + جهان ( 20 ) متن و مپ 2 : بلها آباد ، مج : كساباد . متن كتاب از روى تاريخ سيستان تصحيح شد ( 21 ) متن و مپ 2 : رشيد ( 22 ) متن - را ( 23 ) مپ 2 - تا لشكر . . . كردند ( 24 ) متن - نماز ( 25 ) مپ 2 - نماز ديگر ( 26 ) مج : زنيد ( 27 ) مج : شتران باز آوردند ، مپ 2 - كه فردا . . . باركردند